سرزمین هرز : آنچه الیوت به ما می آموزد

 

سرزمین هرز : آنچه الیوت به ما می آموزد

(قسمت اول)

نوشته : فرهاد امینی

به وضوح ،شعر سرزمین هرز شعری چالش بر انگیز و بسیار پر اهمیت است ، نشان این اهمیت را شاید بتوان در تعداد پایان نامه ها، مقالات و نقدهای نوشته شده بر این اثر از زمان انتشار -1921-  تا امروز جستجو کرد، هم از این روست که نویسنده این مقاله قصد ندارد به نقد و تحلیل جامع اثر بپردازد،چه دسترسی به نقدهای عالمانه و تحلیلهای دانشگاهی در باب سرزمین هرز در جهان گوگلی شده امروز کار پیچیده ای نیست و بضاعت دانشی نگارنده هم در نهایت به بازخوانی نوشته های دیگران خواهد انجامید ، بلکه هدف در این نوشته تاملی خرد بر آموزه های الیوت جهت نگارش شعر و بررسی امکانات تطبیقی این آموزه ها و پیشنهادات در جامعه شعری فارسی زبان خواهد بود.

ادامه نوشته

صفحات گرامافون

                         

خانه کتاب پندار (سابیر هاکا)

ولیعصر نرسیده به سه راه فاطمی جنب پاساژ کامران طبقه همکف

کــافه کــوچ

بالاتر از میدان ولیعصر نرسیده به زرتشت جنب سینما آفریقا کوچه روشن

روزهای زوج (سید احمد حسینی)

روبروی دانشگاه تهران پاساژ فروزنده طبقه منفی یک

روزهای زوج (مهدی اشرفی)

خ شریعتی خ دولت نبش نعمتی خانه شاعران ایران

توماس ترانسترومر

 

توماس گوستا ترانسترومر در ۱۵ آوريل سال ۱۹۳۱ در شهر استکهلم متولد شد. مادرش، هلمی، معلم مدرسه بود و پدرش، گوستا ترانسترومر، به کار روزنامه‌نگاری اشتغال داشت.وی در سال ۱۹۵۰ پس از تمام کردن مدرسه دستور زبان لاتين، در حوزه‌های تاريخ ادبيات و شعر، تاريخ دين و روانشناسی در دانشگاه استکهلم مشغول تحصيل شد.

پس از پايان تحصيلات در دانشگاه، در سال ۱۹۵۷ به عنوان دستيار در موسسه روان سنجی دانشگاه استهکلم مشغول به کار شد. وی همان سال با مونيکا بلاد ازدواج کرد.

ترانسترومر بين سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۶ به عنوان روانشناس در يک مرکز بازپروری جوانان به کار خود ادامه داد. وی در سال ۱۹۹۰ دچار سکته مغزی شد و تا حدود زيادی قدرت تکلم خود را از دست داد. با این‌حال همچنان به نوشتن ادامه داد.

توماس ترانسترومر نخستین مجموعه شعر خود را با نام «۱۷ شعر» در سال ۱۹۵۶ و زمانی که در کالج مشغول به تحصیل بود منتشر کرد.

وی تا کنون بیش از ۱۰ کتاب به زبان سوئدی منتشر کرده و آثار اش به بیش از ۶۰ زبان مختلف ترجمه شده است.

وی در سال 2011 برنده ی نوبل ادبیات شد.

از ویکی پدیا

 

چگونه از شعریت می توان به تفلسف رسید ؟

 

 ابوذر کردی

چگونه از شعریت می توان به تفلسف رسید ؟

مقایسه ی جهان های ژان بودریار و فردریک هولدرلین

بودریار ، هولدرلین را از رمانتیک های زمانه ی خویش تفکیک می کند و به وی برچسب نئو رمانتیک می زند ، شاعری که از عشق می گوید اما عشق برای او دیگر از یک سلسله ضوابط دست و پا بسته و انقیاد گونه ساخته و پروده نشده است ، عشق برای او یک خاصیت استعلا ندارد ، عشق یک خاصیت ناامید کنندگی است به مفهوم دست نایابی به معشوق چیزی که در راستای عشق سورن کیرکه گارد است اما کیرکه گارد امید وار است و با این امید به پیش می رود ، اما هولدرلین مجنون است و ناامید و از زمینه و زمانه ی خویش به ستوه آمده است ، او اگر از یونان و یونانیت سخن به میان می آورد باز هم تاکید می کنیم که هیچ گونه تعلقی به ساختار یونان و خاصیت های آن ندارد بل صرفا ً یک استعاره است برای تعبیه نظام خویش ورهایی از معاصریت باژگونه زمانه ی خویش درست مثل چنین گفت زردشت نیچه که وی به نظام عقیدتی زردشت و ایرانیت ما تعلقی ندارد.

ادامه نوشته

آثاری از سارا نمایندگی

 

 

بمب های بهشتی

درین باغچه

حرف

حرف ِ بمب های دست نویس است.

 و آتشی که به پا می شود

           جهنم نیست

ما  دست و پا می کاریم

       بهشت درو کنیم.

 

 

مالیخولیا

 

خوشبختی

     مالیخولیای ِ کرمی ست

 که تمام ِ فصل ِ سیب

 به هوای پرواز

       در پیله ماند

 

 

۱.

                            میلت نمی رسد بخوانی ام

                                           یاهو

                                  وعده ی بوسه ای

                                 که شاهزاده نداشت

 

 

۲.

                              حبه انگوری می شوم

                             خیس خورده در دهان ِ گرگ

                               ومادر که حواسش نبود

                                به زبان ِ باغ صدایم کند

                                 هیچوقت خانه نیست

خیلی دور،خیلی نزدیک

 

نوشته ی دکتر آیسا حکمت

خیلی دور،خیلی نزدیک عنوان نوشتاری بر شعر خانم  فرنگیس کردی است به سنه ششم مهرماه هزاروسیصدو نود هجری شمسی مطابق با بیست و نه شوال هزارو چهارصدوسی و دو هجری قمری و بیست و هشت سپتامبر دوهزارو یازده میلادی در کانون ادبیات ایرا ن/تهران و در دل خاطره ای از خاطرات نیماژ، که در آن نه سعی شده متن را از عرش به  فرش آورده  و نه از فر ش به عرش که عرشیان را خود حکومتی ست در آسمانها و فرشیان را دولتی ست درزمین. و البته در این گذار ما شاعران بی ادعا به درگاه کائنات که اگر اراده کنیم با همین بضاعت کم جهان را تسخیر نماییم و اگر جهان اراده نماید ما را ...

ادامه نوشته

رویا

 

رویا ...

 

ما از چیز هایی که نداشتیم حرف می زدیم

از صدای پرندگانی که نشنیده بودیم

کنارِ  جویباری که نبودیم ...!

رویا  چه کارها که نمی کند...!

می تواند

سوارِ جاروی جادویی اش

به دستهای سرگردان ما بخندد

که برای هر آرزویی دراز می شود ...!

رویا ، مانند گلهای پیراهن من ، برای تو زیباست

و برای ما  خوابهای شاخ داری دیده است !

تمام زندگی را روی انگشت های ظریفش می چرخاند

گاهی هم که غمگین است

همه را به آتش می کشد ...

زن غمگینی ست که فقط آتش بازی دوست دارد...!

رویا 

با آن پالتوی پوستِ خز دارش

هر وقت از سرِ ما رد می شود

چه آشوب ها که به پا نمی کند...!

از کسی ترسی ندارد

او حتی

دستِ  همه ی قانون ها را بوسیده است ...!   

 

شعر از: شادی هادی نژاد

آثاری از شاهین جهانگیری

 


1.
دلتنگ که میشوم 

هر شعر بغضی میشود

و هر بغض سنگی

که رویای مهتابی دور را

در برکه چشمانم

آشفته میکند


برکه ای که آرام

از گوشه چشمانم سرریز میشود

 

 


2.

شهابی که در شب گیسوی تو آواره شده ست

دست من است

که به جستجوی آرزویی میرود


با آن روسری رنگین کمانی ات

چه ساده

آسمانم میشوی

 

 

3.

از پیش تو که برمی گشتم

سینه ام خالی بود


پشت پنجره اتاقت را نگاه کن 

شاید بر دیوار آرزو 

سایه ی یک مرد را ببینی .


سایه ای که نبضش تند تند می زند